سفر خاک

یادداشت های غلامحسین توسلی

سفر خاک

یادداشت های غلامحسین توسلی

جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم؟ / سفر آن بود که ما در قدم دل کردیم

ساعت قرار

شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۲، ۰۵:۴۲ ب.ظ

شهید آوینی

للحق

آفتاب باز هم پایین‌تر آمده است و دل‌ها می‌خواهند که از قفس تنگ سینه‌ها بیرون بزنند. انتظار سایه‌ای از اشتیاق بر همه چیز کشانده است. همه‌ی کارهای معمولی پر از راز می‌شود و اشیا حقیقتی دیگر می‌یابند. نان همان نان است و آب همان آب است، و بچه‌ها نیز همان بچه‌های صمیمی و بی‌تکلف و متواضع و ساده‌ای هستند که همیشه در مسجد و نماز جمعه و محل کارَت و اینجا و آنجا می‌بینی. اما در اینجا و در این ساعات، همه‌ی چیزهای معمولی هیبتی دیگر پیدا می‌کنند. تو گویی همه‌ی اشیا گنجینه‌هایی از رازهای شگفت خلقت هستند، اما تو تا به حال در نمی‌یافتی. امان از غفلت!

روایت فتح - شهید آوینی

  • موافقین ۵ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۸/۱۸
  • ۳۷۱ نمایش
  • غلامحسین توسلی

نظرات (۳)

  • مجید رحیمی
  • ممنون از مطلب خوبتان! لذت بردم.

    امیدوارم با یاری خدا هیچ کس در غفلت نباشد.

    آه... 

    پاسخ:
    شما لطف دارید. آمین...
    خیلی خوب بود...لطفا بروز رسانی کنید تا بیشتر استفاده کنیم.ممنون
    پاسخ:
    ممنون از لطفتون
  • سعید رحمانی
  • خدا بیامرزتش.
    بسیار عالی بود.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی