سفر خاک

یادداشت های غلامحسین توسلی

سفر خاک

یادداشت های غلامحسین توسلی

جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم؟ / سفر آن بود که ما در قدم دل کردیم

۳ مطلب با موضوع «آن مرد گفت» ثبت شده است


بوی عیدی بوی خون


"سعودیها مرتکب خطای بزرگی در یمن شده اند و قطعاً آثار جنایتی که مرتکب شده اند، گریبان خود آنها را خواهد گرفت." (رهبر)


خدا لعنتشون کنه...

  • غلامحسین توسلی

متن زیر فرمایشات آقا در دیدار خانواده شهید مصطفی احمدى روشن، به سلیقه ی خودم بخش هایی رو که واسم برجسته‌تر بود رو از سایر فرمایشات متمایز کردم.

دو جنبه‌ى ارزش در وجود جوان شما کاملاً تبلور پیدا کرده، که هر کدام به‌تنهائى به نحوى مایه‌ى افتخار است: یکى جنبه‌ى علم و تحقیق و پیشرفت و تسلط بر کار مهم و حساسى که زیر دست اوست؛ که یک استعداد برتر و یک نخبگى به معناى حقیقى کلمه است. این یک بُعد از شخصیت این جوان است، که این خودش مایه‌ى افتخار است. اینها زنده هم که هستند، از این جهت مایه‌ى افتخار و سربلندى‌اند؛ هم براى پدر و مادرشان، خانواده‌شان، زن و بچه‌شان، هم براى کشورشان. لیکن بُعد دوم، اهمیتش از این بُعد بیشتر است؛

  • غلامحسین توسلی

ساعت قرار

۱۸
آبان

شهید آوینی

للحق

آفتاب باز هم پایین‌تر آمده است و دل‌ها می‌خواهند که از قفس تنگ سینه‌ها بیرون بزنند. انتظار سایه‌ای از اشتیاق بر همه چیز کشانده است. همه‌ی کارهای معمولی پر از راز می‌شود و اشیا حقیقتی دیگر می‌یابند. نان همان نان است و آب همان آب است، و بچه‌ها نیز همان بچه‌های صمیمی و بی‌تکلف و متواضع و ساده‌ای هستند که همیشه در مسجد و نماز جمعه و محل کارَت و اینجا و آنجا می‌بینی. اما در اینجا و در این ساعات، همه‌ی چیزهای معمولی هیبتی دیگر پیدا می‌کنند. تو گویی همه‌ی اشیا گنجینه‌هایی از رازهای شگفت خلقت هستند، اما تو تا به حال در نمی‌یافتی. امان از غفلت!

روایت فتح - شهید آوینی

  • غلامحسین توسلی