سفر خاک

یادداشت های غلامحسین توسلی

سفر خاک

یادداشت های غلامحسین توسلی

جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم؟ / سفر آن بود که ما در قدم دل کردیم

۱ مطلب در آبان ۱۳۹۲ ثبت شده است

ساعت قرار

۱۸
آبان

شهید آوینی

للحق

آفتاب باز هم پایین‌تر آمده است و دل‌ها می‌خواهند که از قفس تنگ سینه‌ها بیرون بزنند. انتظار سایه‌ای از اشتیاق بر همه چیز کشانده است. همه‌ی کارهای معمولی پر از راز می‌شود و اشیا حقیقتی دیگر می‌یابند. نان همان نان است و آب همان آب است، و بچه‌ها نیز همان بچه‌های صمیمی و بی‌تکلف و متواضع و ساده‌ای هستند که همیشه در مسجد و نماز جمعه و محل کارَت و اینجا و آنجا می‌بینی. اما در اینجا و در این ساعات، همه‌ی چیزهای معمولی هیبتی دیگر پیدا می‌کنند. تو گویی همه‌ی اشیا گنجینه‌هایی از رازهای شگفت خلقت هستند، اما تو تا به حال در نمی‌یافتی. امان از غفلت!

روایت فتح - شهید آوینی

  • غلامحسین توسلی